این داونلود منیجر که اوربیت نام داره با براوزرهای فایرفاکس، اکسپلورر،اوپرا و مکستون به خوبی کار میکنه. چند تا از قابلیت های اوربیت رو در زیر میبینید : امکان داونلود فایل های فلش تنها با یک کلیک امکان داونلود فایل های ویدئو در اکثر سایت های ارائه دهنده ویدئو داونلود فایل های صوتی که بر روی صحفات وب کار شده داونلود فایل های ارائه شده در سایت رپید شیر* امکان داونلود فایلهای دسته بندی شده پشتیبانی از فایل های ارائه شده توسط استاندارد متالینک فضای اوربیت خیلی ساده طراحی شده و خیلی راحت میشه با اون کار کرد .روال کار با اون هم خیلی راحته وقتی اوربیت رو نصب میکنید نشانگر کوچکی بر روی فایل های فلش و ویدئو ها ظاهر میشه که با کلیک کردن بر روی این نشانگر به راحتی فایل داون لود خواهد شد.ضمنا داونلود از سایت راپیدشیر هم به گفته مدیران سایت اوربیت تنها توسط مرورگر اکسپلورر امکان پذیر هست(با داشتن اکانت پولی رپیدشیر میتونید از مرورگر فایرفاکس هم جهت این منظور استفاده کنید). حجم دانلود: 1.88 مگابایت
Download Social Music, Video
More &
Orbit Downloader, leader of download manager revolution, is devoted to new generation web downloading, such as video/music/files from Myspace, YouTube, Imeem, Pandora, Rapidshare. And to make general downloading easier and faster
نرم افزار #1 Video Converter طراحی شده برای اینکه تمام نیازهای شما برای تبدیل بین فورمتهای AVI, MPEG1,MPEG2, VCD, SVCD, DVD, WMV, ASF را برآورده نماید. سرعت تبدیل فوق العاده بالای آن و کاربر پسند بودنش این امکان را به شما می دهد که براحتی کار تبدیل را انجام دهید. و اما برای داشتن نگاهی گذرا به امکانات این نرم افزار ، لطفا نگاهی به Key Features فهرست شده در بخش انگلیسی زیر بیاندازید. حجم : 3.75 مگابایت
#1 Video Converter is designed to meet all your needs of convert file between AVI, MPEG1, MPEG2, VCD, SVCD, DVD, WMV, ASF formats. Extreme fast conversion speed and friendly user interface let you convert video files between many formats with ease.
Key Features
Extreme fast Conversion speed.
Supports AVI, MPEG1, MPEG2, ASF, WMV, Divx, xvid.
All supported formats to MPEG1.
All supported formats to MPEG2.
(All supported formats to VCD, SVCD, DVD (PAL,NTSC
( All supported formats to AVI (DivX,XviD, MPEG-4
( All supported formats to Windows Media Format (WMV/ASF
Joints video files to a large one
Splits large video file to smaller clips
Specifies start and end position while convert and joint
Batch file conversion
Extracts audio tracks from all supported video formats to mp3, wma, wav
یک بازی جذاب برای شما . بله اگر مایلید به هواپیما به جنگ هواپیماها و ناوهای دشمن در هوا و دریا بروید ؛ قطعا این بازی جذاب و سرگرم کننده که از 30 سطح مختلف برخوردار است ؛ شما را راضی خواهد نمود. حجم دانلود: 6 مگابایت
Fight the enemy in the air and on the sea!
The Allies have discovered the secret sea lanes the enemy uses to deliver strategic cargos to distant battlefields. As an ace fighter pilot, it’s up to you to target and destroy the enemy transports. You wield an agile aircraft, armed with anti-ship torpedo missiles and two rapid-fire machine guns. But watch out—these ships are guarded by top-notch navy and air forces!
Features: Amazing 3D graphics Over 30 levels Real-time weather conditions Unique air and naval units
روش CSMA / CD ( Collision detection ) این روش در شبکه های محلی سیمی کاربرد فراوان دارد یعنی ابتدا کارت شبکه به سیم گوش می دهد در صورتیکه اطلاعاتی بر روی آن نباشد شروع به ارسال می کند بدلیل اینکه انتقال اطلاعات بر روی رسانه زمانبر است ( تأخیر انتشار ) ممکن است یکی از ایستگاهها در یک سمت شبکه شروع به ارسال کند و قبل از اینکه موج تولید شده به ایستگاه برسد آن ایستگاه به سیم گوش داده و موجی بر روی آن احساس نکند در نتیجه ایستگاه دوم نیز شروع به ارسال می کند و اطلاعات با هم تصادم خواهند کرد. پس از تصادم 2 ایستگاه می توانند این تصادم را تشخیص دهند و همانجا ارسال اطلاعات را متوقف کنند چرا که ادامه ارسال فایده ای نخواهد داشت هر ایستگاه بایستی سعی کند اطلاعاتر ا دوباره ارسال کند.
حال اگر حال اگر کنترلی بر ارسال مجدد داده ها نداشته باشیم ارسالهای مجدد همزمان بوده و مکرراً با یکدیگر تصادم خواهند داشت بنابراین الگوریتمی به نام BackOff برروی هر دو ایستگاه اجرا خواهد شد بطور تصادفی برای ایستگاه یک مدتانتظار را تولید خواهد کرد چون احتمال یک عدد تصادفی مشترک در دو ایستگاه کم است احتمال تصادم نیز کم خواهد شد عملکرد الگوریتمBack Offبدین شکل است که ابتدا از یک بازه کوچک شروع کرده و سپس در هر دو اندازه این بازه را به توان 2 می رساندو عدد تصادفی از بین اعداد موجود در آن بازه انتخاب خواهد شد.طریقه تشخیص تصادم بر روی سیم بدین شکل است که ارسال کننده همزمان به صورت گیرنده عمل می کند حال اگر اطلاعات ارسالی و دریافتی یکسان نباشد متوجه تصادم خواهد شد بنابراین طول فریم که ارسال کننده می فرستد بایستی به اندازه ای باشد که کل طول سیم را پوشش بدهد وگرنه ممکن است موج در میان سیم با تصادم روبرو شود ولی تشخیص داده نشود این خاصیت باعث ایجاد محدودیت هائی در حداکثر طول گسترش سیم و حداقل فریم خواهد شد.
روش CA / CSMA: ( برخی از ابزارهای تولید موج به گونه ای هستند که امکان ارسال دریافت در یک زمان وجود ندارد و یا ممکن است تصادم در ناحیه ای انجام شود که در دید فرستنده نباشد به همین دلیل امکان تشخیص تصادم وجود نداردو در صورت تصادم فریم تا انتها ارسال خواهد شد چون در این حالت مقدار زیادی از منابع شبکه به هدر می رود تا حد امکان سعی می کنیم تصادم رخ ندهد مهمترین کاربرد این روش در شبکه های بی سیم که ایستگاهها حالت متحرک دارند می باشد.
شکل فوق به حالت ایستگاه پنهان است و هنگامی رخ می دهد که که 2 ارسال کننده در برد موج یکدیگر قرار ندارند ولی دریافت کننده در محدوده انتشار هر دو فرستنده است بنابراین ارسال کننده به هیچ وجه متوجه تصادم نمی شوند در این روش همانند حالت برهه های پویا یک ایستگاه به عنوان مدیر که معمولاً به نام access point شناخته می شود در شبکه های بی سیم وجود دارد که به هر ایستگاه ارسال کننده برهه مخصوص به آن را تخصیص می دهد
روش مبتنی بر Token :» دراین روش یک ایستگاه به عنوان مدیر شبکه 1 بسته به نام token تولید می کند و به اولین ایستگاه ارسال می کند حال اگر ایستگاه اطلاعاتی برای ارسال داشته باشد شروع به ارسال خواهد کرد و در غیر این صورت آن را به ایستگاه بعدی تحویل می دهد اصطلاحاً گفته می شود که اطلاعات در درون Token ذخیره می شود سپس Tokenایستگاه به ایستگاه منتقل می شود تا به مقصد برسد اطلاعات را استخراج کرده و پیغام دریافت را در TOKEN به ارسال کننده بر می گرداند هنگامی که Token به ارسال کننده برگشت ارسال کننده آن را خالی کرده و به ایستگاه بعدی منتقل می کند .
توپولوژی شبکه : به نوع آرایش ایستگاههای شبکه و طریقه سیم کشی ما بین آنها اطلاق می شود . هر توپولوژی تعدادی معایب و مزایا دارد . که بر اساس آنها توپولوژی انتخابی خود را تعیین می کنیم
1-توپولوزی Bus یا خطی : این توپولوژی ساده ترین شکل اتصال ایستگاهها است ما بین تمام ایستگاهها یک خط مشترک وجود دارد و ایستگاهها همگی به آن متصل هستند
مزایا: هزینه کمتر برای کابل کشی 2-سادگی کابل کشی
معایب توپولوزی Bus یا خطی : 1- امنیت کمتر 2- ظرفیت کمتر 3- امکان وجود تصادم بین اطلاعات 4- انعطاف کمتر بدلیل اینکه جابجائی ایستگاه نیاز به تغییر در سیم کشی دارد0 5- نگهداری سخت ( مدیریت مشکل است )
بدلیل بازگشت سیگنال پس از برخورد به انتهای سیم ها از ترمیناتور استفاده می کنیم که عدم وجود هر ترمیناتور باعث از کار افتادن تمام شبکه می شود حال اگر کابل مشترک در قسمتی از شبکه قطع شود کل شبکه از کار خواهد افتاد و پیدا کردن محل قطعی به طور دستی بسیار سخت است .
6- سختی گسترش شبکه : یعنی اضافه کردن ایستگاهها پس از سیم کشی اولیه بسیار مشکل است .
Bus از نوع شبکه های پخشی است
توپولوژی ( Star ) ستاره : شبکه های ( Star ) تفاوتی با bus از لحاظ تکنولوژی انتقال ندارند فقط در آنها یک نقطه مرکزی در نظر گرفته می شود که در آن نقطه تمام ایستگاهها به هم متصل می شوند.
در این روش یک Device مرکزی به نام Hub وجود دارد که هر ایستگاه توسط کابل مخصوص خود به Hub متصل می شود مزایای توپولوژی ( Star ) ستاره:
1- انعطاف پذیری در سیم کشی 2- عدم تأثیر قطعی سیم یک ایستگاه بر روی ایستگاههای دیگر 3- باعث نگهداری سالم شبکه می شود. 4- امنیت بیشتر به دلیل امکان استفاده از ابزارهای پیچیده تر در مرکز که قابلیت مدیریت انتشارات اطلاعات را دارد.
معایب توپولوژی ( Star ) ستاره: هزینه بالاتر . برای سیم کشی و HUB– وابستگی کل شبکه به DIVICE مرکزی
1-توپولوژی Ring: در این توپولوزی یک سیم مشترک تمام ایستگاهها را به صورت یک حلقه به همدیگر متصل می کند یکی از مثال های پیاده سازی شده به صورت رینگ استادارد Token رینگ یا 5. 802 می باشد که توسط شرکت IBM می باشد 0 در این استاندارد یکی از ایستگاهها به عنوان مدیر ( فقط توپولوزی را مدیریت می کند ) یک بسته به نام TOKEN تولید کرده و به اولین ایستگاه بعد از خود ارسال می گردد. اگر ایستگاه بعدی مدیر (فعلی)اطلاعاتی برای ارسال نداشته باشد Token را به ایستگاه بعدی خود پاس می دهد. اولین ایستگاهی که اطلاعاتی برای ارسال داشته باشد اطلاعات خود را به Token متصل کرده و به سمت مقصد ارسال می کند ( به ایستگاه بعدی تحویل می دهد ) ایستگاهها یک به یک پس از تحویل Token اگر آدرس مقصد بسته همان آدرس خودشان باشد آن را دریافت می کنند و در غیر این صورت Token را دست نخورده به ایستگاه بعد خود تحویل می دهند Token پس از دریافت شدن اطلاعات موجود در آن راه خود را ادامه می دهد تا به ایستگاه فرستنده برسد . فرستنده پس از اطمینان از دریافت کامل اطلاعات Token را آزاد کرده و به ایستگاه بعد خود تحویل می دهد. حال ایستگاههای دیگر نیز می توانند Token را در دست خود گرفته و اطلاعات ارسالی خود را به آن بچسبانند . مهمترین مشکل در این استاندارد ( Token Ring ) این است که در صورت خراب شدن یک ایستگاه کل شبکه کار نخواهد کرد. به همین خاطر Device یا ابزار جدیدی به نام MAU تولید شد که حلقه موجود در شبکه در داخل آن تولید می شود
توپولوژی Mesh : در این روش سعی می کنیم تا حدالامکان ایستگاهها را تک به تک با یک کانال مستقل به همدیگر وصل کنیم اگر تمام ایستگاهها تک به تک به هم وصل
شده اند حالت Full meshو اگر تعدادی از ایستگلاهها کانال سیستم نداشتندحالت Partial mesh گفته می شود
مزیت توپولوژی Mesh:حداکثر کارائیعیب : حداکثر هزینه است این توپولوژی معمولاً برای اتصال ابزارهای شبکه استفاده می شود Device چرا که معمولاً بار منتقل شده بین ابزارها بسیار بیشتر از انتقال بین ایستگاهها است .
توپولوژی درختی : در این حالت ایستگاهها به صورت یک درخت به هم وصل می شوند
مزایا توپولوژی درختی :
1-کاهش هزینه نسبت به حالت Mesh 2- امکان دسته بندی کردن قسمت های مختلف شبکه در یک زیر درخت خاص اعمال کنترل های مدیریتی بر روی آن زیر درخت 3 امکان ایجاد مسیرهای اضافی بین زیر درخت های که کارائی بیشتری را برای آنها نیاز داریم .
عیب های توپولوژی درختی : قطع ارتباط قسمتی ازشبکه در صورت قطعی خط مرتبط کننده آن زیر درخت با ریشه شبکه
توپولوژی ترکیبی Hybrid– توپولوژی ها ی با همدیگر ترکیب می شوند مانند توپولوزی Star Bus که هر قسمت از شبکه به صورت Star به نقطه مرکزی متصل می شود ولی نقاط مرکزی به صورت Bus به همدیگر مرتبط هستند .
اترنت (Ethernet ) : مهمترین استانداردی که برای پیاده سازی لایه 2 پیشنهاد شده است استاندارد Ethernet می باشد این استاندارد ابتدا برای اتصال سیستم های موجود در جزایر هاوائی به کار برده شد . ولی به دلیل قابلیت عملکرد بالا با اعمال تغییراتی بر روی آن مدل پرکاربرد در شبکه های کامپیوتری شناخته شد.
اولین ویرایش از Ethernet به نام Ethernet 10 base 5
مشخصات کابل کشیدر(10 base 5)
1-کابل مورد استفاده ،کابل Coaxial ضخیم
2 -کانکتور متصلشونده به کابل شبکه ( Wanpaiar )a. 10 base 5
_3کانکتور متصل به کارت شبکه ( کانکتورهای 15 pin)
4-مجموعه کنترل کننده لایه 2( 1- کارت شبکه که دردرونکامپیوتر قرار گرفته و سه وظیفه اصلی لایه data link را بر عهده دارد 2- Transceiver که وظیفه پیاده سازی MAC را به عهده دارد . این دو قسمت توسط یک کابل که حداکثر می تواند 50 متر باشد توسط همان Connecter های 15 pin به همدیگر وصل می شوند .
5- کانکتورهای ترمیناتور : که در ابدا و انتهای سیم قرار گرفته و از بازگشت موج بر روی سیم و ایجاد تداخل جلوگیری می کند.
10 Base 5این اسم نشان دهنده 3 مطلب است : 1- )عدد اول نشان دهنده ظرفیت شبکه است که در این مورد منظور 10 mbps می باشد. 2-) واژه Base که نشان دهنده سوار شدن اطلاعات بر روی یک موج باند پایه است 3-) 5 که نشان دهنده حداکثر طول انتشار هر قسمت از ( سکمنت ) شبکه محلی می باشد.
قانون 5-4-3 : این قانون در Ethernet که توپولوژی آنها Bus است به کار برده می شود . و بدین معنی است که یک شبکه را می توان تا 5 قطعه گسترش داد که توسط 4 repeater به همدیگر متصل می شوند و ما مجازیم بر روی فقط 3 سکمنت ( قطعه ایستگاه داشته باشیم ) با توجه به گفته های فوق حداکثر طول گسترش یک شبکه 10base 5 2500 متر است.
استاندارد Ethernet توسط سازمان ( IEEE ) با نام استاندارد 8203 نامگذاری شد که تمامEthernet های بعد از آن نیز در این استاندارد نوشته می شود .
تقسیم بندی لایه 2 به دو قسمت LLC و MAC توسط استاندارد Ethernet انجام گرفته است . اولین Ethernetبر روی Ethernet با نام 10 Base 2 Ethernet
مشخصات 10 Base 2 :
دومین تأثیر بر Ethernet باعث به وجود آمدن 10 base 2Ethernet گردید همانطور که از کابل کشی Ethernet های قبلی معلوم بود توپولوژی به کار رفته در آنها Bus است
1- کابل استفاده شده کابل Coaxial نازک 2- حداکثر طول گسترش هر سگمنت 185 متر 3- ابزار مدیریت لایه 2 و Transceiver کارت شبکه با هم ادغام شده و توسط یک Connector مستقیما به کابل شبکه متصل می شود0 4- وجود ترمیناتور در سمت کابل شبکه یک تفاوت دیگربین10.base 5 ,2 در تعداد ایستگاههائی است که می توان در هر قطعه ( سگمنت ) از کابل متصل کرد که در 5 صد ایستگاه و در 2 سی ایستگاه در هر قطعه می توانند قرار گیرند.
10 base T Ethernet:
با توجه به مزایای توپولوزی star با استفاده از Hub و کابل های Utp شکل جدید ی از Ethernet به وجود آمد هر ایستگاه توسط 2 جفت سیم به مرکز متصل می شود که یک جفت برای ارسال و یک جفت برای دریافت است Hub وظیفه انتشار سیگنال بر روی تمامی ورودی های خود و همچنین تشخیص تصادم را بر عهده دارد . به دلیل استفاده از توپولوژی ستاره در شبکه به معنای متصل شدن ایستگاههای مختلف توسط Hub به همدیگر است که حداکثر تعداد ایستگاهها ممکن در هر قطعه می تواند تا 1024 ایستگاه افزایش یابد.
حداکثر طول فاصله یک ایستگاه از Hub هنگامی که Hub فعال استفاده می شود حداکثر 100 متر است و در مورد Hub غیر فعال 30 متر
پیشرفت چهارم یا Base F10: به دلیل محدودیت حداکثر 100 متر برای کابل Utp اتصال دو قطعه با فاصله زیاد مشکل است . بنابراین با ورود فیبر نوروی به استاندارد Ethernet استاندارد Base F10به وجود آمد . مشخصات Base F10فیبر نوری به کار رفته در آن از نوع Multimode با قطر 5/62 تا 125 میکرومتر 2- حداکثر طول گسترش فیبر تا 2000 مترمی باشد .
وپولوژی Base F10: نیز به صورت ستاره می باشد و برای اتصال به Hub از دو فیبر یکی برای رفت و یکی برای برگشت استفاده می شود 4- کانکتورهای به کار رفته در آن به صورت کانکتورهای Scو STکه تقریباً شبیه کانکتورهای BNC می باشد.
از آن برای اتصال دو شبکه اترنت که از همدیگر فاصله دارند استفاده می شود. چرا که حداکثر طول گسترش کابل فیبر نوری بسیار بیشتر از سیم های مسی می باشد. اگر چه هزینه خود فیبر کم است ولی به دلیل گران بودن اتصالات مورد نیاز آن استفاده از آن فقط در فواصل طولانی مقرون به صرفه است.
فریم های Ethernet ( فرمت استفاده شده در فریم های Ethernet)
1- Preambleبه طول 7 بایت یک رشته ثابت متشکل از 0 و 1 های پشت سر هم قرار می گیرند این فیلد برای همگام سازی 2 طرف ارسال کننده و دریافت کننده به کار می رود . بدین صورت که این الگوی 7 بایتی به مدت 6/5 میکروثانیه این سیگنال را تولید خواهد کرد. در طرف مقابل نیز از روی زمان گیرنده خود را طوری تنظیم می کند تا او نیز بیت های 0 و 1 پشت سر هم را دریافت کند .
2- Start Field : این فیلد دارای الگوی بیتی 10101011 می باشد که نشان دهنده شروع یک فریم است ولی همانطور که دیده می شود در این قالب فیلدی برای مشخص کردن انتهای فریم وجود ندارد . ولی همین کار را می توان از روی شروع فریم به همراه شمارش کاراکترها به اندازه طول فریم که در فیلد وجود دارد انتهای فریم را نیز تشخیص می دهیم 4 و 3 آدرس های مقصد ومبداء هستند Ethernetبرای آدرس دهی در لایه 2 از آدرس های فیزیکی کارت های شبکه استفاده می کند . همانطور که قبلاً گفته شد آدرس های کارت شبکه یا MAC یک آدرس 6 بایتی یا 48 بیتی می باشد . بنابراین کارت شبکه ارسال کننده حتماً بایست آدرس فیزیکی کارت شبکه ایستگاه گیرنده را از قبل بداند آدرس مبداء نیز برای دریافت جواب و تشخیص فرستنده در ایستگاه گیرنده حتماً بایستی نوشته شود در شبکه معمولاً آدرس تمام یک برای broad cast یا همه بخش به کار می رود بدین معنی که اگر آدرس گیرنده را تماماً 1 در نظر بگیریم فریم ارسال شده توسط همه ایستگاهها دریافت خواهد شد این نوع فریم ها معمولاً برای مدیریت شبکه بسیار پرکاربرد دارند آدرس های یک ایستگاه خاص را مشخص کنند به نام تک پخش یا Unique cast و آدرس های که گروه خاصی از ایستگاهها را مشخص می کنند آدرس های چند پخش یا Multi cast نامیده می شوند. فیلد Length : که طول کل فریم را در آن می نویسیم و شامل طول 26 + Data که طول هدر, تریلر لایه 2 است .
Data and Padding: data اطلاعات خالی است که بایستی ارسال شوند
Padding : برای تشخیص Collision یا تصادم در Ethernet از روش CD / Csma استفادهمی شود که نیازمند آن است که قبل از اینکه ارسال اطلاعات به پایان برسد کل سیم توسط موج تولید شده اشغال می شود . از آنجائی که حداکثر تأخیر انتشار به وجود آمده از Repeaterها تقریباً 50 میکرو ثانیه است و از طرف دیگر در یک شبکه 10 mbps طولهر فریم 100 نانو ثانیه استبه این نتیجهمی رسیم که حداقل طول کل یک فریم بایستی 500 بیت یا تقریباً 512 بیت که مساوی 64 بایت است باشد. در صورتیکه اندازه Data خیلی کوچک تر باشد مقداری داده اضافی به انتهای آن به نام Padding اضافه می شود تا طول کل فریم به 64 بایت برسد .
CRC : الگوریتم استفاده شده برای کنترل خطا در Ethernet استفاده ازCRC است که نتیجه حاصل از اعمال الگوریتم به صورت یک تریلر یا یک پس آیند در انتهای فریم Ethernet آورده می شود.
لایه شبکه : این لایه زمانی مطرح می شود که 2 شبکه مطرح شده در آن طریقه آدرس دهی سیستم های موجود در شبکه و طریقه مسیریا بی اطلاعات ما بین سیستم ها هنگامی که سیستم های مبداء و مقصد طوری باشند که بسته ارسالی بایستی از چند شبکه میانی بگذرد تا به مقصد برسد
به متصل کردن شبکه های مختلف به همدیگر شبکه بندی گفته می شود کار اتصال 2 شبکه توسط ابزاری به نام Router ( مسیریاب ) و یا سوئیچ لایه 3 انجام می شود ولی بایستی به این نکته توجه داشت که در نهایت ارسال اطلاعات در لایه 2 انجام می شود یعنی بایستی به روشی آدرس روی لایه شبکه را به آدرس های لایه Data link ترجمه کنیم اولین وظیفه ای که لایه شبکه انجام می دهد بسته بندی فریم های که از سوی شبکه های مختلف تعریف شده است در داخل یک بسته با تعریف مشخص که این کار باعث می شود شبکه های مختلف بتوانند به همدیگر اطلاعات راارسال کنند فرآیندعملکرد به شرح ذیل است :
ابتدا از لایه بالاتر مقداری اطلاعات برای ارسال به یک دستگاه دیگر که این ایستگاه با یک آدرس Ip شناخته می شود تولید می شود دوم بسته بندی کردن اطلاعات در بسته های به نام بسته Ip
Total Length
Tas
IHL
Version
Fraymart offset
n
f
D
f
Identification
H – checksum( کنترل خط )
Protocol
Time to live
Source Add
Destination add
Option
Pay load
اطلاعاتی که از لایه بالاتر به لایه شبکه می رسد اگر بزرگتر از حداکثر طول ممکن برای یک بسته Ip باشد بایستی به چند بسته تقسیم شود که پشت سر هم ارسال خواهند شد یکی از وظایف لایه شبکه نیز همین بسته بسته کردن اطلاعات چون در لایه بالاتر هیچ محدودیتی برای حداکثر طول اطلاعات وجود ندارد پس از اینکه اطلاعات تقسیم بندی شد به ابتدای هر بسته هدر لایه Ip اضافه می شود که فرمت آن مطابق شکل بالا است فیلد های موجود در این هدر به شرح زیر است
1- Version : چون استاندارد Ip در حال تغییر است پس می توان در آن واحد چند Version از این استاندارد در کل شبکه داشت بنابراین مسیریاب با دیدن Version تشخیص می دهد که با چه استانداردی هدربسته Ip را تفسیر کند .
2-IHL : طول هدر Ip را مشخص می کند ولی عددی که در آن است باید در 32 ضرب شود دلیل نگه داشتن طول هدر Ip وجود فیلد های Option است که تعداد آنها به دلخواه بر حسب نیاز می تواند متغییر باشد.
3-Tos : ( نوع خدمت Servicetype of) : نوع خدمتی که یک مسیر یاب به یک بسته Ip ارائه می کند متفاوت باشد . مثلاً بسته های بلاینگ برای شبکه های صوتی بایستی با حداقل تأخیر ارسال شود تقاضاهائی مانند این را فیلد Tos مشخص می کنند
4 ) Total length: طول کل بسته Ip ( هدر + پریود ،داده خام ) در این فیلد نوشته می شود. چون این فیلد 16 بیتی است حداکثر طول یک بسته IPمی تواند 65535 بایت باشد
5 ) Time to live: یک بسته می تواند در درون شبکه وارد یک حلقه بی نهایت شود در بین مسیریاب ها به طور نامحدود بچرخد به همین خاطر در ابتدای ارسال حداکثر گامهایی که بسته می تواند در کل شبکه طی کند را در این فیلد می نویسیم بسته پس از گذشتن از هر مسیر یاب یک واحد از فیلد TTL آن کم می شود هنگامی که بهصفر رسید مسیریاب بسته را حذف خواهد کرد.
6 ) Protocol : پروتکلی که در لایه بالاتر این بسته را از لایه شبکه تحویل می گیرد در این فیلد تعین می شود.
7 ) checksum : چک sum قسمت هدر را به صورت یک عدد 16 بیتی در خود ذخیره می کند
8 ) آدرس های مبداء مقصد: 2 آدرس 32 بیتی هستند که مبداء و مقصد را مشخص می کنند
9 ) Option: فیلد هایی هستند که به طور دلخواه و برای کاربردهای خاص می توانند به بسته Ip اضافه شوند.
10 ) Payload: کل داده خامی که از لایه بالاتر دریافت شده است در این فیلد قرار می گیرد.
3 ) این بسته تحویل لایه Data link می شود لایه Data link آدرس های فیزیکی متناظر با هر آدرس Ip را میداند بنابراین بسته دریافت شدهرا به صورت یک داده خام می بیند و آن را فریم بندی کرده و توسط آدرس فیزیکی ارسال می گردد در طرف مقصد فریم های دریافت شده پس از کنترل خطا و جریان با هم ترکیب شده و بسته Ip اولیه را تولید می کند. هدر و تریلر اضافه شده در لایه Data link حذف می شود. و بسته Ip به لایه شبکه ایستگاه مقصد تحویل داده می شود.
روش چهارم روش CRC: این روش یکی از قوی ترین روش های تشخیص خطا بود . و بیشترین استفاده را در محیط شبکه دارد . در این روش طی یک فرایند پردازشی اندازه یا تعداد بیت های ارسالی افزایش می یابد و این افزونگی ما را قادر به تشخیص خطا می کند «information Redundancy » افزونگی هایی که به اطلاعات اضافه می شوند تا امکان اجرای الگوریتم های خطایابی به وجود آید را می توان به دو دسته تقسیم کرد. افزونگی های Separable در این روش اطلاعات دست نخورده باقی می ماند و افزونگی به انتهای آن اضافه می شود . با استفاده از این روش ها همزمان با عملیات خطایابی می توان از اطلاعات استفاده کرد که در صورت تشخیص خطا استفاده از اطلاعات متوقف خواهد شد . معمولاً در سیستم های Real Time استفاده می شود . روش دوم الگوریتم های Non Separable هستند در این روش ها اطلاعات افزونه با اطلاعات اصلی ترکیب شده و اطلاعاتی با طول بیشتر به وجود می اید در این حالت در نگاه اول اطلاعات اصلی در دسترس نیستند و بایستی پردازش تشخیص خطا بر روی آن انجام شود تا هم اطلاعات اصلی استخراج شوند و هم در صورت وجود خطا تشخیص داده شوند روش CRC نمونه ای از این حالت است
در روش CRC یک رشته بیتی در 2 طرف شبکه به عنوان مبنای عملکرد CRC مورد توافق قرار می گیرد به طور خلاصه در روش CRC در طرف ارسال کننده رشته اصلی در رشته مبناء ضرب شده و نتیجه ارسال می شود در مقصد نتیجه به همان رشته مبناء تقسیم خواهد شد رشته در صورتی قابل قبول است که باقی مانده تقسیم صفر شود . فرآیند عملکرد به این شرح است که ابتدا هر دو رشته را به صورت نمایش چند جمله ای می نویسیم سپس این دو چند جمله ای را به هم ضرب می کنیم . هنگام جمع نتایج به دست آمده از ضرب هر رقم عدد مبناء در داده ضرایب 2 را از نتیجه کم می کنیم . با جمع به پیمانه 2 انجام می شود ( جمع ماجول 2 )( a + b ) mod 2 در نتیجه توان هائی که دارای ضرایب زوج هستندحذف شده و توان هائی که دارای توان فرد هستند با ضریب 1 نوشته خواهد شد. معادل باینری حاصلضرب اطلاعاتی است که بایستی ارسال شونداگر طول داده اولیه n بیت و درجه جمله مبناء k باشد.طول خروجی ( Data ) بقیه برابر n + k بیت خواهد بود .
در طرف گیرنده رشته دریافت شده به رشته مبناء تقسیم شده رشته خارج قسمت نشان دهنده اطلاعات اصلی ماست و باقی مانده صفر نشان دهنده قبول اطلاعات و نبود خطا در آن است .توجه داشته باشید که در هنگام تقسیم نیز جمع اعداد در پیمانه 2 انجام خواهد شد . در محیط هایی که خطای ما تک بیتی است در صورت بروز خطا مقدار باقی مانده شماره بیت ( با خطا مواجه شده ) خواهد بود
بنابراین دراین روش خطاهای تک بیتی هم تشخیص و هم تصحیح می گرددهمچنین تمامی خطاهای که حالت انفجاری داشته و طول آنها کوچکتر از فاصله بین بزرگترین و کوچکترین درجه جمله مبنای باشد تشخیص داده خواهد شد البته این روش ها به صورت سخت افزاری در شبکه پیاده سازی می شود و خود سخت افزار این کار را انجام می دهد .
11110001011
کنترل جریان یا Flow control در لایه Data Link احتمال اینکه اطلاعات کم شوند وجود ندارد ولی ممکن است اطلاعات با خطا روبرو شوند در این شرایط یا بایستی توسط الگوریتم های تصحیح خطا داده اصلی را بازیابی کنیم که این روش معمولاً کند و پرهزینه است و یا در شبکه های پرسرعت معمولاً از درخواست مجدد اطلاعات خطا دار استفاده می کنیم این فرآیند یکی از وظایف کنترل جریان در لایه Data link است . کار دیگری که در عملیات کنترل جریان انجام می شود کنترل کردن ایستگاههای سریع و تنظیم کردن آنها با سرعت ایستگاههای کند است . این عمل به چند روش صورت می گیرد که عبارتند از این روش ( Stop & wait ) ساده ترین روش کنترل جریان است عملکرد آن بدین صورت است که ایستگاه فرستنده پس از ارسال هر سیستم منتظر حصول اطمینان از دریافت صحیح بسته می ماند برای امکان استفاده از این روش یک Frame استاندارد به نام ACK در پروتکل تعریف می شود که دریافت کننده پس از دریافت یک Frame صحیح آن را به فرستنده بر می گرداند . فرستنده پس از دریافت ACK می تواند فرم بعدی را ارسال کند.
در شبکه ها می توان 2 نوع تأخیر را برای ارسال اطلاعات در نظر گرفت :
1-تأخیر انتشار که وابسته به طول سیم و سرعت انتشار موج بر روی سیم است و مقدار آن برای سیم همیشه ثابت است
رادیو108*3
سرعت انتشار= رادیو108*3و سیمرادیو 108 *2یا
طول سیم /سرعت انتشارT=
تأخیر کل انتقال برابر با حاصل جمع این در مقدار خواهد بود « البته می توان تأخیر پردازش را در نظر گرفت که در کل ربطی به تأخیر انتقال ندارد » یکی ازاشکالات مهم این روش امکان از بین رفتن Frame ACK در موقع انتقال است در این صورت ارسال کننده ه یک انتظار دائم و بی نهایت خواهد رفت برای حل این مشکل ارسال کننده بایستی از یک Timer استفاده کند و فقط تا هنگامTime out شدن Timer منتظر خواهد بوددرصورت Time out شدن ارسالکنندهمیفهمد که یا Frame اولیه به درستی ریافت نشده است و یا اینکه ACK خطا مواجه شدهاست که در هر دو صورت Frameاز ابتداارسال خواهد شداشکال دوم هنگامی رخ می دهد که Frame اولیهریافت شده و ACK با خطا مواجه شود در این صورت Frame بعدی نیز همان Frame اول خواهد بود که در صورت قبول شدن توسط دریافت کننده باعث نامعتبر شدن کل اطلاعات خواهد شدبرای رفع این مشکل Frame ها شمارهگذاری شده که این شماره با Sequenced number شناخته می شود گیرنده با دریافت Frame ی که قبلاً Frame با همان Sequenced numbert دریافت کرده است Frame جدید را حذف خواهد کرد ولی ACK برای آن تولید خواهد کردحسن این روش در این است که ارسال کننده و دریافت کننده نیازی به بافر اضافی برای Frame های دریافت شده ندارد در این روش تأخیر به وجود آمده برای ارسال یک Frame برابر با تأخیر ارسال Frame به اضافه تأخیر انتشارFrame به اضافه تأخیر انتشارACK می باشد.
به دو تأخیر انتشاری که برای رفت و برگشت لازم است RTT یا Run trip time زمان سفر دوره ای گفته می شود.
روش دومARQ: برای از بین بردن زمان انتظار منتظر دریافت ACK برای Frame نمی ماند و فریم ها را پشت سر هم ارسال می کنند پس از ارسال هر فریم آن فریم تا زمان دریافت ACK مربوط به آن در بافر ذخیره می شود و هنگام دریافت ACK از بافر حذف خواهد شد . در این روش به ترتیبی که فریم ها دریافت می شوند با همان ترتیب Ack ها نیز دریافت خواهند شد .دراین روش در طرف فرستنده یک بافر وجود دارد ولی در طرف دیگر گیرنده بافری وجود ندارد در نتیجه گیرنده در هر لحظه منتظر دریافت یک Frame مشخص است . در صورتی که آن Frame را دریافت نکند و یا با خطا دریافت کند یک Frame ( NACK ) برای شماره آن فریم تولید می کند تمام فریم هایی که تا فریم مورد انتظار طرف گیرنده دریافت نشود برسد حذف خواهند شد.
هنگامی که طرف ارسال کننده فریم NACK دریافت می کند از خراب شدن تمام فرم هائی که پس از فریم با شماره NACK مطلع می شود و پس از آن شروع به ارسال همان فریم ها خواهد کرد . بنابراین عمل ارسال را از چند فریم قبل تر انجام می دهد . به همین خاطر به این روش GOBACKN- ARQ گفته می شود همانطوریکه دیده می شود اطلاعاتی که به طور صحیح پس از دریافت یک فریم خراب دریافت می شوند حذف می شوند که این عیب برای این روش است . مزیت این روش هنگامی مشخص می شود که فریم ها بدون خطا پشت سر دریافت شوند در این صورت فرستنده برای دریافت ACK منتظر نمی ماند بنابراین تأخیر انتقالتنها برابر با تأخیر ارسال خواهد بود . تأخیر متوسط را در این روش می توان با به دست آوردن درصد فریم های خطادار و تعداد فریم های discard شده پس از دریافت یک فریم خطا دار به دست آورد.
روش سوم : روش selective reject بارزترین شکل در روش back nGo حذف شدن فریم هائی که به ترتیب نیامده اند است . بنابراین به سادگی با اضافه کردن یک بافر در گیرنده تمام فریم هایی که به درستی دریافت شده اند در آن ذخیره می شوند و فقط فریم های خطا دار دوباره فراخوانی می شوند در این صورت گیرنده فریم ها را تا دریافت ACK از گیرنده دربافر نگه می دارد و گیرنده تا وقتی که ترتیب فریم ها در بافر کامل شود به عنوان مثال در شکل بالا فریم های 2 و 3 و 4 تا وقتی که فریم 1 دوباره ارسال نشده و دریافت نشده باشد در بافر باقی می ماند و هنگام دریافت فریم 1 تمام اطلاعات به طور یکجا به لایه بالاتر تحویل داده می شود مشکل دیگری که 2 روش قبل داشتند تعداد فریم هایی که می توانستند پشت سر هم ارسال شوند بود بدین معنی که فرض کنید تأخیر انتشار بسیار طولانی بود و تا بازگشت Nack شماره 1 می توانستیم 100فریم پشت سر هم ارسال کنیم بنابراین طول بافری که در گیرنده و فرستنده بایستی تخصیص می یافت ممکن بود به طور نامحدود افزایش می یافت برای حل این مشکل از روش پنجره لرزان یا SlidingWindows استفاده می شود در این روش یک بافر با طول محدود در هر دو طرف تعیین می شود و مدیریت آن به صورت یک صف چرخشی خواهد بود یک مشکل دیگر روش های بالا اندازهS.N( شماره ترتیب ) بود چرا که فریم های پشت سر هم بایستی شماره های متفاوتی را داشته باشند و این شماره از 1 شروع شد و می تواند تا بی نهایت ادامه یابد . بنابراین ذخیره این عدد می تواند بسیار پرحجم باشددراین روش بسته به اندازه بافر یک S.N( شماره ترتیب ) کوچک برای فریم ها در نظر می گیریمو فقط توسط مدیریت صف معین می کنیم که شماره هر فریم بایستی چه عددی باشد به عنوان مثال فریم شماره 300 در یک بافر 8 خانه ای شماره ترتیب 4 را خواهد داشت 300 mod 8 = 4 فقط در طرف گیرنده یک اشاره گر وجود دارد که در هر لحظه شماره index فریمی را که بایستی دریافت شود را مشخص کنیم.
لایه data link کلاً به دو قسمت( LLC ) LOGIC Link Control و MAC (Medium Access Control ) تقسیم می شود سه وظیفه گفته شده فریم بندی – چک کردن خطا – کنترل جریان وظیفه LLC و کنترل دستیابی کارت شبکه بر رسانه انتقال هنگامی که رسانه انتقال بین چندین ایستگاه مشترک است وظیفه لایه MAC است . هنگامی که یک رسانه انتقال بین چندین ایستگاه مشترک باشد فقط یکی از آنها در آن واحد می تواند ارسال یا دریافت داشته باشد. بنابراین مکانیزمی لازم است تا از ارسال همزمان 2 ایستگاه جلوگیری کند وگرنه اطلاعات ارسال شده با هم برخورد کرده و هر دو از بین می روند ( تصادم ) ساده ترین روش برای این کار عدم کنترل دسترسی به شبکه است . در این صورت این لایه خود به خود حذف شده و اصلاً وجود نخواهد داشت جبران مشکل پیش آمده در هنگام Error checkingانجام خواهد شد یعنی هر دو ارسال کننده بسته های خود را به طور همزمان ارسال می کنند و دریافت کننده ها پس از دریافت فریم خطا را در آنها تشخیص داد و به گیرنده NAck بر می گرداند. بنابراین هر دو فریم بایستی مجدداً ارسال شوند و ارسال صحیح فریم ها در کل به شانس و مقدار بار موجود بر روی شبکه بستگی دارد به این روش ، روش ALOHA گفته می شود همانطور که دیده می شود کارائی این روش بسیار پایین است .
روش دوم : روش دوره ای در این روش به طور ثابت زمان را بین ایستگاههای مختلف تقسیم می کنیم و هر ایستگاه فقط در زمان متناظر با خود می تواند ارسال کند تنها محل مدیریتی دراین روش فقط همزمان کردن ایستگاهها و مشخص کردن برهه مربوط به هر ایستگاه است مشکل این روش نیز کمی کا رآیی آن است . چرا که اگر یک ایستگاه در مدت زمان مخصوص به خود داده ای برای ارسال نداشته باشد در آن مدت نهایی باند شبکه به هدر می رود برای حل مشکل روش فوق بایستی یک ایستگاه برای مدیریت برهه ها تعیین شود در ابتداء شروع به کار هر مجموعه از برهه ها ابتدا ایستگاه مدیریت از تمام ایستگاهها می پرسد که آیا اطلاعاتی برای ارسال دارد یا نه پس از جمع کردن نتایج نتیجه را به تمام ایستگاهها اعلام می کند و به ایستگاههای ارسال کننده اعلام می کند که در چه برهه ای می توانند اطلاعات خود را ارسال کنند پس از اینکه هر ایستگاه یکبرهه ارسال کرد. عمل فوق از ابتدا اجرا می شود این کار باعث تخصیص پویایی برهه ها شده و از هدر رفتن برهه ها جلوگیری می کند . یکی از روش های که می تواند این حالت را پیاده سازی کرد در شبکه های مبتنی بر Token است روش های فوق نمی توانستند از وجود ارسال اطلاعات بر روی رسانه انتقال اطلاعاتی کسب کنند در حالی که اگر یک ایستگاه بتواند این قابلیت را داشته باشد می تواند هنگام ارسال ابتدا به رسانه انتقال گوش دهد و فقط در صورتی ارسال می کند که اطلاعاتی بر روی رسانه وجود نداشته باشد به این روش ها اصطلاحاً CSM( carrier Sense multiple access ) گفته می شود .
روش دوم روش Bit oriented یا بیت گرا :در این روش اطلاعات ، به صورت کاراکتر نبوده و فقط رشته ای از بیت 5 هستند طریقه عملکرد در این روش همانند روش قبل است به جز اینکه به جای درج کاراکتر یک رشته بیتی که یک الگوی خاص معمولاً به صورت 01111110 می باشد اضافه می شود. در این روش در طرف ارسال کننده هنگامی که داده داخل Data الگوی بیتی (01111110) وجود داشته باشد یک بیت صفر بین یک های پنجم و ششم درج می کنیم تا شباهت آن را با رشته های تعیین کننده ابتدا و انتهای فریم را از بین ببریم . در طرف مقابل پس از دریافت 5 بیت متوالی کاراکتر بعدی آن را حذف می کنیم تا به حالت اولیه یعنیdata خامدست پیدا کنیم به این روش Bit Stuffing گفته می شود.
01111110
011111010
01111110
01111110
01111110
01111110
داده دریافتی
روش سوم روش شمارشی : در این روش درابتدای فریم طول فریم نوشته می شود در طرف گیرنده با خواندن اولین کاراکتر طول فریم تشخیص داده شده و به همان تعداد کاراکتر به بافر منتقل می شود . کاراکتری که پس از انتهای فریم ابتدائی می اید طول فریم بعدی را مشخص خواهد کرد.
2
3
4
3:طول فریم
بین3و4:بدنه فریم4: طول فریم
اصلی ترین مشکل این روش در این است که اگر یکی از کاراکترهایی که طول فریم بعدی خود را مشخص می کند با خطا مواجه شده و تغییر کند کاراکتری که به عنوان طول فریم دوم در نظر گرفته خواهد شد نیز مقدار نامعتبری خواهد داشت. بنابراین Frame ها یکی پس از دیگری از بین خواهند رفت .
6
5
4
3
2
1
6
4
3
2
1
5
روش چهارم استفاده از سیگنالهای غیر معتبر : برای نشان دادن بیت های صفر و یک از حالت های محدودی از سیگنالها استفاده می شود بنابراین با تولید سیگنالهایی که نه برای صفر و نه برای یک تعریف نشده اند می توان برای نمایش ابتدا و انتها فریم استفاده کرد. به عنوان مثال در روش منچستر سیگنال یا حالت با لایه پایین و یا پایین به بالا دارد .حال با استفاده از سیگنالهایی که 2 سطح ولتاژ بالا یا پایین متناوب داشته باشد می توان برای نمایش ابتدا و انتهای فریم استفاده کرد.
روش آخر روش سنکرون یا همزمان
در این روش طول فریم ها مشخصشده و ثابت است . بنابراین طرف دریافت کننده هر N بیت آنها را بهعنوان یک فرم تلقی کرده و پردازش می کند . این روش معمولاً در سیستم هایی به کار می رود که ارسال کننده و دریافت کننده کلاک مشابهی دارند ( clock ) و معمولاض به جای شمارش بیت ها از طول زمان استفاده می شود مثلاً در شبکه های انتقال صورت دیجیتال هر فریم 125 میکرو ثانیه طول می کشد.
روش های کنترل خطا :
برای کنترل خط در شبکه 2 عمل متفاوت انجام می شود که هر کدام روش های مخصوص به خود را دارند :
1- روش Error detection ( تشخیص خطا )که در این روش ها فقط میتوانیم تشخیص دهیم اطلاعات دریافتی با خطا مواجه شده است یا نه و در صورت بروز خطا کل Frame دور انداخته خواهد شد.
2-روش Error Correction یا تصحیح خطا است در این روش ها علاوه بر تشخیص خط سعی می کنیم بیت های تغییر یافته را به حالت اولیه برگردانیم روش های تشخیص خط در محیط هائی به کار می رود که هزینه ارسال مجدد Frame کم بوده و همچنین تعداد خطاهای اتفاق افتاده کم باشد. ولی هنگامی که احتمال وقوع خط زیاد است سعی می کنیم ارزش های تصحیح خط استفاده کنیم .
انواع خطاها :
خطاها معمولاً به دو شکل تک بیت که بیشتر به دلایل نقص سخت افزاری پیش می آیند و خطاهای انفجاری که معمولاً به دلیل بروز نویزهای شدید مانند ساعقه و یا نقص های شدید سخت افزاری مانند قطع کابل به وجود می آید معمولاً بر روی محیط های که خطاهای تک بیتی دارند مکانیسم های تصحیح خطا در محیط هائیکه خطاهای انفجاری دارند از مکانیسم تشخیص خط استفاده می شود . استفاده از بیت های اضافه شده به انتهای داده های خام یکی از روش های ساده برای تشخیص خطا است در این روش بر اساس تعداد یک هائی که در داده های خام وجود دارد یک بیت به انتهای آن اضافه می شود معمولاً این عمل بر روی بسته های 7 بیتی از داده ها انجام می شود Parity به دو نوع زوج و فرد وجود دارد عملکرد parity به این صورت است که تعداد بیت های 1 در اطلاعات شمرده می شود و اگر تعداد آنها فرد بود بیت parity اضافه شده به اطلاعات مقدار 1 خواهد داشت تا کل اطلاعات تعداد زوج از یک را داشته باشند به این روش parity زوج گفته می شود در طرف مقابل تعداد یک های کل اطلاعات را می شمریم اگر از روش parity زوج استفاده کرده باشیم باید تعداد بیت های 1 زوج باشد در غیر اینصورت اطلاعات با خطا مواجه شده اند بزرگترین مشکل این روش در این است که اگر تعداد خطاهای اتفاق افتاده زوج باشد این روش تشخیص آن نیست .0110101
در محیط هایی که خطاهای انفجاری دارند از مکانیسم هاتی تشخیص خطا استفاده می شود.
Parity بلوکی : دراین روش علاوه بر اینکه به انتهای هر 7 بیت یک بیت Parity اضافه می کنیم به ازاء هر 7 کاراکتر پشت سر هم نیز تعدادی بیت Parity به صورت زیر اضافه می شود
7
6
5
4
3
2
1
1
1
1
0
1
1
0
1
1
1
0
0
0
0
1
1
1
2
0
0
0
0
1
0
0
1
3
1
1
1
1
1
1
1
1
4
0
0
1
1
0
1
0
1
5
1
1
0
0
1
1
0
0
6
1
0
1
1
0
1
0
0
7
1
1
0
1
0
0
0
1
تمامی فردها را تشخیص می دهد
این روش خطاهای زوج را با این شرط که بر صورت مربعی در کنار هم قرار نگرفته باشند را می تواند تشخیص دهد. با تغییر بیت های 3, 3 و 4 , 3 می بینیم که Parity تولید شده برای آن سطر تغییر نخواهد کرد و خطا از طریق آن قابل شناسائی نیست . در عوض Parity های تولید شده برای ستون 3 و 4 وجود خطا دراطلاعات را نشان خواهند داد پس این روش قادراست تمام خطاهای فرد و اکثر خطاهای زوج را تشخیص دهد حال اگر خطاهای به وجود آمده به صورت یک مربع در کنار هم قرار گیرند و اضلاع مربع طول های زوج داشته باشند این روش قادر به تشخیص آن نخواهد بود.
تصحیح خط در Parity بلوکی : این روش هنگامی که فقط یک خطای تک بیتی داشته باشیم قادر است آن را تشخیص و تصحیح کند بدین صورت که با خطا در یک بیت Parity محاسبه شده برای سطر و ستون مربوط به آن بیت هر دو غلط خواهند بود بنابراین می توانیم با عوض کردن مقدار بیت موجود در آن سطر و ستون کل اطلاعات را تصحیح کنیم.
روش Check sum مثل الگوریتم ( 8) است: در این روش کل بسته به صورت دسته های 16 بیتی با هم جمع شده و در نهایت نتیجه این عملیات در هدر بسته ذخیره می شود البته این روش معمولاً در لایه های بالاتر « لایه چهارم » یا Transport « انتقال » کاربرد دارد فرآیند جمع کردن در این روش به عنوان یک تابع هشت در نظر گرفتهمی شود مشکل این روش امکان وجود ترکیبی از خطاهاست که هنگام جمع شدن نتیجه ای برابر با حالت بدون خطا دارد.
شبکه های کامپیوتری بر اساس مقیاس آنها به 2 دسته LAN و WAN تقسیم می شوند
شبکه های LAN مجموعاً در شبکه های کوچک که در داخل ساختمان پیاده سازی می شود استفاده می شود و حداکثر تا یک کیلومتر که محدوده بین چند ساختمان است راپشتیبانی می کند
به شبکه هایی که بزرگتر از آن باشند به طور کلی wan گفته می شود شبکه هایLAN و WAN بدلیل خصوصیات هر یک بایستی از تکنولوژی های شبکه سازی مختلف استفاده کنند به عنوان مثال در LAN تکنولوژی مورد استفاده معمولاً broad cast بدرد می خورد .درحیطه شبکه های wan شبکه دیگری نیز معرفی شده است به نام Man
برای اینکه تولید یک شبکه کامل قابل استفاده برای کاربر تولید شود بایستی یک سری خدمات بر روی شبکه برای کاربر در دسترس باشد تولید این سرویسها به صورت یکپارچه بسیار پیچیده می باشد همچنین قسمت های مختلف شبکه تکنولوژیهای کاملاً متفاوتی دارند و ممکن است در یک شبکه از اجزاء تولید شده توسط شرکت ها و سازمان های مختلف استفاده شود بنابراین برای این کار مدل های خاصی تعریف شده است که اولاً باتقسیم بندی قسمت های مختلف شبکه کار طراحی و تولید آنها را از هم جدا کند که این باعث کاهش پیچیدگی تولید می شود و از طرف دیگر این امکان به وجود می آید که هر قسمت از شبکه توسط شرکت های مختلف تولید شده و در نهایت بتوانند به صورت یکپارچه کار کنند
مثال اگر سرویسهای موجود بر روی شبکه را به صورت انتقال یک نامه بین 2 مدیر و 2 اداره مختلف تعریف کنیم می توان دید که انتقال نامه بین 2 مدیربه صورت یکپارچه و توسط مدیر انجام نمی شود بلکه به صورت دنباله ای از لایه ها که در این جا می توان از لایه های منشی و دبیرخانه و اداره پست نام برد.
در یک شبکه کامپیوتری نیز مشابه همین حالت وجود دارد و مثلاً برای ارسال یک Email تمامی کارها در برنامه ای که فرآیند ارسال را انجام می دهد پیاده سازی نمی شود . در سیستم های لایه ای هر دو لایه بایستی توانائی ارتباط برقرار کردن با یکدیگر را داشته باشد و در اصل هدف از شبکه ایجاد ارتباط بین 2 سرویس بر روی دو ایستگاه مختلف شبکه است . به استاندارد هایی که قابلیت ارتباط بین لایه های متناظر در دو شبکه را فراهم می کند پروتکل گفته می شود برای انتقال واقعی اطلاعات بایستی ارتباط بین 2 لایه کنار هم در هر شبکه نیز وجود داشته باشد این ارتباط باعث می شود که اطلاعات از لایه مبداء دریافت شود سپس در لایه پردازش شده و به لایه مقصد ارسال می شود . به این ارتباطات اصطلاحاً سرویس گفته می شود . نتیجه دو بحث بالا این است که انتقال واقعی اطلاعات بین لایه های کنار هم و انتقال مجازی اطلاعات بین دو لایه متناظر در 2 شبکه انجام می شود در هر سیستم پایین ترین لایه مستثنی است و با لایه متناظر خود واقعاً تبادل اطلاعات می کند .
مدل های طراحی نرم افزار شبکه :
برای طراحی نرم افزارهای شبکه نیز همانند سیستم های عادی از سیستم های لایه ای استفاده می کنیم 2 مثال عمده در این مبحث مدل های OSI وTCP/IP می باشند مدل OSI یک مدل 7 لایه است که به صورت استاندارد و عملی شبکه را بحث می کند مدل TCP/IP قدیمی تر از OSI است که Internet نیز بر اساس آن پیاده سازی شده است . مدل OSI به دلیل تقسیم بندی های شاید نالازم ( غیر ضروری ) پیچیدگیهای اضافی دارد و در سیستم های واقعی کمتر پیاده سازی شدهاست .
مدل ( Open system inter connection OSI) : توسط سازمان ایزو طراحی شده است و یک شبکه را به هفت لایه تقسیم می کند .
1-لایه فیزیکی 2-لایه پیوند داده 3- شبکه 4- انتقال 5- جلسه 6- نمایش یا ارائه 7- کاربرد یا application
لایه فیزیکی : وظیفه انتقال بیت های خام به صورت . و 1 بر روی شبکه دارد در لایه فیزیکی نوع محیط انتقالی و ابزاری که برای اتصال به کاری روند تعریف می شوند تمامی پارامترهای فیزیکی که برای انتقال بر روی محیط وجود دارد در این لایه تعریف می شود مانند فرکانس موج ، پدیده ، همشنوائی ، تضعیف موج در طول مسیر و ...
لایه Data Link : لایه فیزیکی همواره دارای خطاست و ممکن است یک بیت با مقدار صفر در مقصد با مقدار یک دریافت شود و برعکس لایه پیوند داده وظیفه کنترل لایه فیزیکی و ایجاد یک لایه بدون خطا به صورت منطقی را دارد هم چنین کنترل تجهیزات متفاوت دخیل در یک انتقال نیز بر عهده لایه Data Linkاست . در این لایه مباحثی مانند کنترل خطا ، کنترل جریان مطرح می شود.
لایه شبکه Net Work : این لایه برای ایجاد امکان انتقال اطلاعات بین 2 شبکه مجزا را ایجاد می کند در این لایه مباحثی همچون مسیر یابی و آدرس دهی مطرح می شود.
لایه انتقال یا TRANSPORT: این لایه لایه دسترسی به امکانات انتقالی موجود بر روی شبکه می باشد و هنگام نوشتن برنامه های تحت شبکه از امکانات این لایه استفاده می شود این لایه معمولاً 2 سرویس اصلی ارسال و دریافت را در اختیار لایه های بالاتر قرار می دهد که برنامه نویس فارغ از تمام پیچیدگی های موجود در شبکه با صدور دستور Send( ارسال ) از انتقال اطلاعات به مقصد مطمئن می شود. تا این جا لایه های تخصصی شبکه است.
لایه جلسه ( Session ) به دلیل توزیع شدگی پردازشها 5- بین 2 ایستگاه مبداء و مقصد بایستی به صورتی هر اتصال بین این دستگاه کنترل شود مسائلی که در این لایه مطرح می شود مسئله کنترل محاورها – مدیریت شناسه و همگام سازی می باشد.
لایه نمایش PRASANTAION این لایه یک مبحث کلی است و ممکن است مختص شبکه نباشد ولی به دلیل متفاوت بودن محیط های نمایش موجود در سیستم های مختلف بایستی در شبکه یک لایه وظیفه هماهنگ کردن آنها را داشته باشد به عنوان مثال در شبکه Internet کنونی انواع کامپیوترهای با سیستم عامل های مختلف مانند ویندوز و سولاریس – مگین تاش به یکدیگر متصل اند ولی نحوه نمایش اطلاعات در هر یک استاندارد منحصر به خود را دارد بنابراین فایل Text از یک سیستم عامل ویندوز ارسال می شود ممکن است در سیستم مکین تاش معنی دار نباشد . ( کدینگ مبداء ) در مبحث شبکه 2 نوع تبدیل اطلاعات وجود دارد که کلاً به عنوان Coding شناخته می شوند اولین نوع آن
کدینگ مبداء :اطلاعات موجود در لایه Application مانند یک عکس را به اطلاعات باینری تبدیلمی کنیم در کدینگ کانال طریقه تبدیل بیت ها به سیگنالهای الکتریکی را تعریف می کنیم.
لایه Application : این لایه تشکیل دهنده رابط کاربری سیستم است و کاربر دستورات خود را به این لایه داده و خدمات را از آن دریافت می کند هدف نهائی شبکه نیز ایجاد ارتباط بین دو برنامه در ایستگاههای مختلف که هر کدام در لایهشبکه خود پیاده سازی شده اند می باشد . در این لایه امکانات واقعی مانند Email–FTP –Net .T در اختیارکاربر می باشد.
لایه مدل IP /TCP توسط سازمان دفاع آمریکا برای اولین بار طراحی شد و اینترنت اولیه ( Arpanet ) که بر اساس آن کار می کرد با گسترش internetاستفاده از مدل IP /TCP نیز افزایش یافت این مدلهای لایه کاربرد – انتقال ، شبکه ( اینترنت ) ، میزبان به شبکه می باشد
عملکرد سیستم های لایه ای در شبکه
پروتکل های تعریف شده در شبکه به ازاء هر لایه شامل 2 جزء اساسی قوانین پروتکل ها به اضافه داده های لازم برای کنترل آن قوانین است . بنابراین در هر لایه مقداری اطلاعات کنترلی به نام هدر یا سرآیند شناخته می شوند به داده های رسیده از لایه بالاتر اضافه می شوند به مجموعه داده هایاصلی و سرایند PDUیا protocol Data unit گفته می شود در طرف مقابل پس از دریافت یک بسته ابتدا سرایند مربوط به آن لایه از بسته جدا می شود پروتکل بر اساس دادهای موجود در سرایند اجرا شده سپس ما بقی بسته که برای آن لایه داد محسوب می شوند به لایه بالاتر ارسال می شوند به عنوان مثال برای لایه شبکه که وظیفه مسیریابی بسته ها را مابین شبکه های مختلف دارد بایستی اطلاعات لازم برای مسیریابی مانند آدرس های مبداء و مقصد و یا حتی مسیرهای از پیش تعیین شده را به عنوان اطلاعات کنترلی در سرآیند لایه خود درج کنیم در مدل OSI لایه Data link مستسنی بوده و علاوه بر header یک trailer ( پس آیند ) به بسته اضافه می شود دلیل وجود تریلو اطلاعات خطایابی است که یکی از وظایف اصلی لایه Data link است .
تجهیزات شبکه
تجهیزات شبکه وظیفه مرتبط کردن ایستگاههای موجود در شبکه را به یکدیگر دارد و هر کدام بنا به وظیفه خود تعدادی از لایه های شبکه را در خود پیاده سازی می کنند و یکی تقسیم بندی های انجام شده بر روی تجهیزات را می توان بر اساس آخرین لایه که در تجهیز پیاده سازی شده است بیان کرد.
تکرار کننده ( Repeater) : به دلیل اینکه امواج بر روی کابل های شبکه رفته رفته تضعیف می شوند پس از مدتی قابل استفاده نخواهند بود پس از طول زیادی از سیم برای جبران تضعیف موج از این ابزار استفاده می شود یک port ورودی و یک port خروجی دارد که سیگنالهای دریافت شده از پورت ورودی را پس از تقویت بر روی port خروجی ارسال می کند
مهمترین استفاده Repeater ها فقط برای طولانی تر کردن مسیر ممکن بر روی یک کابل است . این از لایه 1 است که همان لایه فیزیکی است.
عنصر بعدی HUB ( هاب ) : برای ایجاد شبکه های ستاره ساخته شده و کارکرد آن منتشر کردن اطلاعات از چند پورت به خروجی مانند یک تکرار کننده با پورت های زیاد
هاب به 2 نوع فعال و غیر فعال تقسیم می شود در هاب های فعال علاوه بر سیم های شبکه دستگاه به منبع انرژی یا برق متصل است و هنگام کپی کردن اطلاعات بر روی پورت های خروجی آنها را تقویت نیز می کند ولی در هاب های غیر فعال توان موجود برمنبع ورودی از بین پورت های خروجی تقسیم می شود که باعث کاهش شدید حداکثر طول کابل های متصل به هاب می گردد.
به عنوان مثال در UTP حداکثر طول کابل قابل اتصال به هاب غیر فعال به جای 100 متر 30 متر است همچنین هاب های غیر فعال در تعداد پورت محدود هستند. هاب در لایه فیزیکی قراردارد.
پل ( Bridge ) : هاب ها به صورت پخشی عمل می کنند ( هر لحظه یک ارتباط است )اما درپل شبکه به قسمت های مختلفی تقسیم می شود که به هریک قطعه یا سگمنت گفته می شود و هر قطعه به یک پورت از پل متصل می شود حال اگر هر قطعه حالت پخشی داشته باشد هنگامی که یک بستر از یک سکمنت به پل می رسد پل آدرس مقصد آن را چک کرده و فقط در صورتی به پورت های دیگر خود آن را ارسال می کند که ایستگاه مقصد در یک قطعه دیگر از شبکه باشد بنابراین ترافیک موجود بر روی یک سگمنت یا قطعه در قطعه های دیگر منتشر نمی شود.البته می تواند عملیات تقویت موج را نیز انجام دهد پل به دو نوع عادی و شفاف تقسیم می شود Trance parent در پل های عادی تشخیص اینکه کدام ایستگاهها به کدام پورت از پل متصل است توسط مدیر شبکه انجام می شود برنامه ای که مخصوص پل ایجاد شده است از یکی از ایستگاهها پل را برنامه ریزی می کنند ولی در صورتی که تعداد ایستگاه ها زیاد باشد این کار وقت گیر اتکال زا است بنابراین در نسل بعدی پلها این قابلیت به آنها اضافه شد که به طور خودکار تشخیص ایستگاههای متصل به هر یک از پورت ها را داشته باشند روندعملکرد بدین صورت است که پس از رسیدن یک بسته ورودی به پل ، پل می فهمد که ایستگاه متناظر با آدرس مبداء متصل به پورتی است که بسته از آن دریافت شده است پس رکوردی را متناظر با آدرس ایستگاه پورت مربوطه در حافظه خود ایجاد می کند پس از این تمام بسته ها با آدرس مقصد مشخص شده در پروسه قبلی پل می تواند تصمیم بگیرد که بسته را منتشر بکند یا نکند در ابتدای کار هنگامی که پل اطلاعاتی در مورد ایستگاهها ندارد تمام بسته ها در شبکه پخش خواهند شد
مزایای پل ( Bridge ):
1-افزایش حداکثر طول گسترش شبکه
2-مزیت دوم که مهمترین مزیت پل است جلوگیری از پخش ترافیک یک قطعه بر روی قطعات دیگر است که باعث افزایش ظرفیت موجود در شبکه می گردد
3-امنیت بیشتر
یکی از مشکلات شبکه های پخشی در دسترس بودن بسته های ارسالی در تمام ایستگاهها است که پل باعث می شود تا حد ممکن بسته های مربوط به یک قسمت از شبکه به قسمت دیگر منتقل نشود بنابراین امکان شنود آن بسته ها نیز وجود نخواهند داشت پل در لایه Data link کار می کند همان لایه 2 است
سوئیچ:نوع پیشرفته تری از پل است بدین شکل که اگر مبداء و مقصد بر روی یک پورت نباشند بسته در کل شبکه پخش نمی شود بلکه فقط به قطعه ای ارسال می شود که ایستگاه مقصد بر روی آن قراردارد بر روی سوئیچ حافظه بیشتر و پردازنده های پیچیده تری از پل مورد نیاز است عملکرد منطقی سوئیچ بدین صورت است که می تواند تعدادی پورت را که به صورت ورودی و خروجی هستند به یکدیگر متصل کند سوئیچ یکی از پرکاربردترین ابزارهای شبکه است و در حال حاضر اکثر ابزارهای شبکه در حال از بین رفتن و جایگزین شدن به سوئیچ می باشند سوئیچ می تواند شبکه های پخشی را به شبکه های Point to point