هسته وجود انسان اندیشه اوست همان اصلی که وقتی در مفهوم زمان زندانی شد زندگی آغاز شد . و تو تا زمانی زندگی را لمس می کنی که در زندان زمان اندیشه می کنی !
همانگونه که لحظه تولدم را هرگز به یاد نمی آورم . هنگام بودن بدون زمان را هم به یاد نمی آورم
هما نطوری که حرفهای نگفته ام را بعد از نگفتن دیگر به یاد نمی آورم.
اما شاید معنی این جمله را فهمیده باشم:
سرمایه هر دلی حرفهایی است که برای نگفتن دارد .
سرمایه دلتان را به .... تقدیم کنید که شما را نقاشی کرد
(( آدم به بهشت آمد به جهت تنهایی ملول شد، حق تعالی از باقی گل آدم، حوا را آفرید، آنگاه به آندو وحی فرمود : دراین بهشت ساکن شوید از نعمت های گوارای آن بخورید، اما نزدیک این درخت (گندم یا…) نشوید که از ستمگران خواهید شد و به آدم متذکر شد که شیطان دشمن تو و همسرت است، مبادا فریب او را بخوری شیطان که از رحمت خدا دور شده بود، به مقام و منزلت آدم حسرت می خورد و ازفرصت استفاده کرد تا درخت ممنوعه را به یاد آندوآورد. شیطان به آنها نزدیک شد وگفت: آیا می دانید پروردگار شما چرا شما را از این درخت منع کرد؟ اگر شما از این درخت ارتزاق کنید فرشته می شویدو به علم و پادشاهی دست می یابید یا از زندگی جاودانه بهره مند می گردید ولی چون شما فرشته نیستید و این درخت نیز درخت جاویدانی است پس سزاوار است تا از آن خورید تا جاودان بمانید .آنهانیزازآن درخت تناول کردندوبدین سبب چون سفارش خداراسرپیچی کردند،خداوندبهشت رابر آنها تحریم کرد(طبق آنچه در آیه 12 سوره طه آمده است، پس از آنکه آدم و حوا از آن درخت تناول کردند عورت آنهاپدیدارشد(لخت شدند) و خواستند که از برگ درختان خود را بپوشانند)و خدا گفت : از بهشت بیرون شوید شما در زمین پایدار و ماندگار و بهره مندید تا قیامت. ))