دانلود نرم افزار

آرشیو نرم افزار

دانلود کتابهای فارسی

آرشیو کتابهای فارسی

آموزش شبکه

دانلود اسکرین سیور

دانلود بازیهای کامپیوتری

دانلود کلیپ موبایل

دانلود برنامه موبایل

دانلود بازی موبایل

((( شب شکن )))



کاربر در حال بازدید
تبلیغات
آبان 1390
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        
آرشیو
موضوع بندی
تبلیغات

ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 29 مرداد ماه سال 1385
مهریه و جهیزیه یعنی چه؟

 

 جمع کنید دیگه بسه

 میگند مهریه شرعی است و سنت دینی و ...........

میگم  آره درسته اما نه واسه این زمان واسه ۱۴۰۰ سال پیشه

به هزار و یک دلیل

۱۴۰۰ سال پیش هر مردی هم زمان چند تا زن داشت (اکثریت)خیلی هم متداول و رایج بود . ولی حالا؟؟؟؟؟

۱۴۰۰ سال پیش زن رو می گرفتند فقط واسه اینکه بچه دار بشه و خونه داری کنه ولی حالا؟؟؟؟

۱۴۰۰ سال پیش کار در اجتماع برای زن بی معنی بود ولی حالا؟؟؟؟

۱۴۰۰ سال پیش  اگر حرف از زندگی مشترک می زدی بهت می خندیدند ولی حالا؟؟؟؟؟

۱۴۰۰ سال پیش مگه میشد زن رو حرف مرد حرفی بزنه ولی حالا؟؟؟؟؟

۱۴۰۰ سال پیش خبری از تفاهم و احترام متقابل نبود ولی حالا؟؟؟؟

۱۴۰۰ سال پیش زن شخصیت مستقل نداشت ولی حالا ؟؟؟؟

۱۴۰۰ سال پیش اگه زنی بچه دار نمی شد مثل زباله دورش می انداختند ولی حالا؟؟؟؟

یادمون باشه این احکام برای اعرابی وضع شده که دخترانشان را زنده بگور میکردند و قتل و غارت و

 آدمکشی از افتخارات آنها بود

و بالاخره ۱۴۰۰ سال پیش به زن به عنوان جنس قابل خرید نگاه می شد و مهریه چیزی جز قیمت

کالایی یک زن نیست

آره مهریه چیزی جز قیمت کالایی یک زن نیست که ارزش انسانی زن رو زیر سوال مبره

پس جمع کنید این بساط رو

مطمئنا اگر پیامبر (ص) در این زمان به رسالت میرسیدند خبری از اینگونه احکام نبود


دوشنبه 28 فروردین ماه سال 1385
به یاد نمی آید

 

پندارم این است که خلقت راز تسخیر من و تو را می داند

و من نمی دانم که چرا طلوع هرگز در غروب تلاقی نمی کند ؟

شب با روز همبستر نمی شود ؟

ماهی چیزی جز آب نمی بیند ؟

و چرا روز تولدم به یادم نمی آید !!

و هنگام مرگ دیگر یادی باقی نمی ماند!

روح من وقتی از زنجیر زمان نجات یابد همانی می شود که به یادم نمی آید !!

 


یکشنبه 30 بهمن ماه سال 1384
و همین

 

ای عشق اول ای عشق آخر

ای اولین وآخرین احساس

ای طلوع زندگی

ای تمام آرزوهای قشنگ

چرا به ابتذال کشیدی تمام هستی خودت را

چرا به ابتذال کشیدی انسانیت را

چرا به ابتذال کشیدی شخصیت خودت را

معنی اختیارو معنی بودن را

جایی که فانوس اندیشه سوسو می زند اینجاست

بین رویای من و واقعیت تو پلی بود شکسته

دیواری بود غیر قابل عبور

و رویایی بود به نام سراب

واکنون تو نه آنی که بودی

ومرا دیگر احساسی نیست

و احساس من

نه تو همان فرشته معصوم و پاک هستی

و نه قلب من همان آتشفشان سوزان است

تو رفتی

گلایه ای نیست

با دیگری پیوند زندگی را بستی

حرفی نیست

پیوندت را شکستی

به هر حال دیگرهرگز ما را با توکاری نیست

ولی امیدوارم هر چه زودتر از این لجنی که توش دست وپا می زنی

بیرون بیایی به خودت بیایی

 و من گم شده ات را دوباره پیدا کنی

همین


سه شنبه 20 دی ماه سال 1384
همان جاده قدیمی و همان احساس

 

چه غروب دلگیری

 

انگارمرگ خاطره هاست

 

انگار دلم  در زنگار لحظه ها پوسیده

 

انگارهرگز دیروزی وجود نداشت

 

 و امروز من از دست می رود

 

نمی دانی که چه می دانم و تو نمی دانی

 

هنگامه درد است امروز ومن همان غمخوار دیروز

 

همان جاده قدیمی و همان احساس

 

ولی نه آن یک لحظه ولی نه آن لحظه ها....

 

خسته ام .. خسته از نوشتن

 

خیلی نوشتم از دور ... از زمزمه عبور

 

باز له شدم در سکوت

 

باز هم سکوت..........

 

 نگفتن از راز سحر .... .راز طلوع

 

خواب سنگین و  تلخی است انگار

 

خوابم گرفته است اینبار ... خوابم گرفته است اینبار.....

 


شنبه 10 دی ماه سال 1384
عشق حقیقی یا مجازی

 

دوست داشتن یا عادت کور

عشق مجازی حالتی است در انسان  که دارای حالت متضادی است با نام تنفر داشتن ولی در  عشق حقیقی چنین عالتی وجود ندارد. یعنی هیچ نقطه مقابلی وجود ندارد. در عشق مجازی دوست داشتن همیشه با علتی آغاز میشودولی برای عشق حقیقی وجود علت لازم نیست. عشق حقیقی آتشی است که ناآگاهانه وتنها با یک جرقه روشن می شود ولی در عشق مجازی این آتش با زمینه قبلی همراه با خواست آگاهانه و علت قابل قبول ایجاد می شود . عشق مجازی ابراز علاقه است ولی عشق حقیقی پیدا کردن گم شده است . عشق مجازی از روی عادت ایجاد می شودولی عشق حقیقی نیرویی است که به آسانی معنی نمی شود شاید گفت که گم شدن در معشوق است .عشق حقیقی با رنجیدن عاشق تمام نمی شود بلکه دوران جدیدی از تمنا آغاز میشود.ولی عشق مجازی با کار خلاف میل دوست که بر طبع شیرین دوست نشیند و یا اینکه به ضرر دوست تمام شود به دشمنی تبدیل می شود.عشق مجازی نمی تواند کل باشدیعنی با آن نمی توان دوست داشتن را معنی کردولی عشق حقیقی کل است و دوست داشتن جزیی از آن است . عشق مجازی وابسته به نفس است ولی عشق حقیقی از حریم روحانی دل سر چشمه می گیرد. در روح است و از آنجا فوران می کند و در درون رگها ودر خون می جوشدو هستی انسان را فرا می گیرد .عشق مجازی دستور می گیرد ولی عشق حقیقی دستور می دهد و ضربه خود را بر همه ابعاد وجودی انسان وارد می کند . عشق حقیقی را هر انسانی نمی تواند تجربه کند و هر کسی نمی تواد به آن حالت برسد . دارای محدودیت است و انسانهایی به صورت محدود آنرا تجربه کرده و می توانند بکنند .ولی عشق مجازی را در زندگی روزمره انسانها در هزاران مورد می توان مشاهده کرد . عشق مجازی در یک مورد نمی تواند مرتبه داشته باشدو فقط می تواند با موارد دیگر فرق داشته باشد این عشق تکامل نمی یابد پیشرفت نمی کند وبه اوج نمی رسد چون از نفس است وزمینی . ولی عشق حقیقی دارای مرتبه است. وتکامل پذیر است می تواند و به اوج برسد .از روح است وآسمانی ...عشق مجازی از قوانین حاکم بر طبیعت پیروی می کند و مشمول قانون مرور زمان و فراموشی است از بین می رود و جایش را به نیرویی دیگر می دهد ولی عشق حقیقی پایان نمیگیرد وهرگز نمیمیرد

 

و حرف آخر اینکه همه در سخن ؛ اظهار عشق به خداوند می کنند ولی از میان میلیونها عاشق خدا ؛عاشق خدا پیدا نمی شود !


پنجشنبه 21 مهر ماه سال 1384
رویای تلخ به حقیقت پیوست

 

 

 رویای تلخ به حقیقت پیوست                         کابوس تلخ حقیقت داشت

دیگرهدفی  برای زندگی کردن نیست                دیگررمقی برای نفس کشیدن نیست

اینجا پایان راه است

کیش و مات

                     


پنجشنبه 31 شهریور ماه سال 1384
هر چقدر بیشتر فکر کنی بیشتر نا امید می شوی

  هر چقدر بیشتر فکر کنی بیشتر نا امید می شوی

از آنچه نمی دانی و از آنچه که نمی دانی که نمی دانی و از آنچه که نمی دانی ولی فکر می کنی که می دانی انسان چه موجود عجیبی است او بزرگترین مسئله مربوط به خودش را( مرگ ) به آسانی فراموش می کند واز یاد می برد نه لحظه آمدنش را به یاد دارد ونه زمان نابودیش را می داند اما هر چه قدر به زمان مرگش نزدیک تر می شود به دنیا وابسته تر ودلبسته تر می شود . بر روی خاک مغرورانه راه می رود انگار نه انگار که روزی زیز خاک مدفون می شود در مقابل تقدیر وسرنوشت یا حوادث ناگهانی علیل و ذلیل می شود وقتی عزیزترین کسانش میمیرند روز اول از شدت ناراحتی می خواهد خودش را نفله کند اما وقتی مدتی گذشت آنقدر هنرمندانه او را از یاد می برد که انگار از اول چنین کسی وجود نداشت وقتیکه انتظار رسیدن به چیزی یا کسی را می کشد و آرزویش را در دل می کارد حاضر است دست به هر کاری برسد اما وقتی به آرزویش رسید باز همه چیز را ازیاد می برد وآرزویش را بی ارزش می بیند و باز یک خیال تازه یک وهم دوباره چیزی که مهم است اینست که انسانهای قانع و الکی خوش کسانیکه نمی خواهند کمی جلوتر از بینی مبارکشان را ببینند زیاد است همه مثل همند همه مثل همند اما دریغ از یک فرد تفاوت چیزی که یافت نمی شود همین تفاوت است تو می توانی در رویای خودت ازهر کسی که می خواهی یک فرد متفاوت بسازی اما وقتی در حقیقت او را دریابی می بینی که او هم مثل دیگران است تفاوتی در کار نیست 

  


>> 1 2
تعداد بازدیدکنندگان : 1774630


عناوین آخرین یادداشت ها


Google Custom Search

Copyright 2005-2011 Shabshekan.Blogsky.Com All rights reserved